همین کوچک بودن شهر روابط را محدود می کند. مکان های بیشتر برای تفرج و صدای موسیقی. یک جور دیگر بودنِ چیزها. یک جور دیگر بودن روابط. دارم استدلال های یک دوست را می نویسم. سوال برای تینر و همسایه که هربار از جلوی کافه عبور می کند دست تکان می دهد. یک دست لباس ارزشی و قدیمی تنش می کند و با کلاهی که احتمالا از زمان خدمت سربازی نگه داشته من را یاد مسجد و کوپن روغن می اندازد. آقای کلیچ دست به ملاقه تا سر توی قوطی روغن بود و تو نایلون می گرفتی دستت تا به اندازه ای که توی کوپن اعلام شده برایت روغن بریزد. نایلون نمی گفتیم. می گفتیم آبچین. از این کلمه ها بود که مادرم خوشش نمی آمد ما بچه ها استفاده کنیم. در مجموع دوست نداشت شبیه بچه دهاتی ها حرف بزنیم. اما خودش می دانست در نهایت ما این ها را تکرار می کردیم و هربار بیشتر تا زمانی که خوب جا بیافتد. ساعت ده و شانزده دقیقه. می پرسد این ها چه کار می کنند؟ منظورش به نیما و نوید بود. رفته بودند تخمه و برگر بخرند بیاورند اینجا فوتبال تماشا کنند. بردن پنحاه تومان و کنار رفتن از میز بازی. موزیک ژاپنی و شانزده تومان نقد برای آقای مجتهدی.
داشتم توضیح میدادم که نشریه باید چطور باشد و عملکردش چهقدر اهمیت دارد. مسائل اجتماعی. رفاه سازمانیافته. از این حرفها و تجدید خاطره با چند نشریهی دهه هشتادی. حاصل همهی اینها شد چند جملهی کم ارزش. میگویم کمارزش چون خیال برم نداشته که اینها میتواند چیزی را تغییر بدهد. چنگ انداختن به کلمات و بازیهای موذیانه. خواستم بگویم خسته شدم اما بعد که نگاه کردم دیدم دارم دروغ میگویم. هنوز هیچ نشده دست انداختهام دور کمر. خوب نیست. همین که به دستم نگاه میکنم یادم میافتد دور لبم زخم شده. خشکی پوست و حال خراب برادرزادهی سه ماهه. شش ماهه؟ هنوز تردیدهای زمانی. ترکیب کیک شکلاتی خانم اکبرزاده و گیتار الکتریک. اسم رمز: «کورتادو»
تولید کننده دوامی ندارد. اما کسی که دوام بیاورد تولید خوبی خواهد داشت. یک تولید بامزه. ایمان. قابلمه روی سرش میگذارد و شعری بامزه میخواند. تعریفی از یک گوگولی. از او میخواهد صحبتی از کافه نشود. بعد سکوت. صدای بلند نوشتن. از مورفین حرف میزند. از مشتقات مورفین. از اتحاد مورفینیها. درد کشیدن به جای بفلدستی. دستی از دور چیزی تعارف میکند. شکر قرمز. تولید ریکنده. میگوید دِله بَپیسّه.
آخوندِ آل عبا/ گِرده کِنگ و بی قبا
آخوندِ آل رسول/ گِرده کِنگ و بی اصول
شعرهای قدیمی و دمِ درِ آکسفورد.