خرمگس خالتور بدون سیگار در هوا فالش می خوانَد
خرمگس خالتور بدون سیگار در هوا فالش می خوانَد

خرمگس خالتور بدون سیگار در هوا فالش می خوانَد

!!

حالا دیگر زخم باز شده. جای زخم سرخ‌تر از همیشه. با هر فشار میزان زیادی چرک و عفونت از پوست بیرون می‌جهد. خونابه همراهی می‌کند. در اولین فرصت پس از تخلیه محل زخم باید ترمیم شود. بدن کار خودش را انجام می‌دهد. چیز بیشتری یاد گرفته. پوست اندازی و باقی ماجرا

emergence

کمی دیگر از این هوا استشمام می‌کنم. هنوز هم بالاتر. فقط چند قدم دیگر بالاتر. و دوباره کمی دیگر بالاتر. بالایی بهتر. بیشتر بالا. به مراتب بالایی بهتر و بیشتر. کمی دیگر از این هوا استشمام می‌کنم. به چپ. درست به مرکز. استشمام می‌کنم. برگشتن به چهار حالت قبل‌تر. دوباره کمی بالاتر. این‌طور راحت‌ترم. بهتر راحت‌ترم. بادها را پیدا کردن. بادِ وقتی که هنوز ماه بالای سر نیامده. بادِ کمی بالاتر. بادِ درست بالای سر. استشمام هوای بادِ بهتر. بیشتر به مراتب بالاتر. بازگشت به مرکز. به راست. به حالتِ این‌طور راحت‌ترم. تکرار حالتِ این‌طور راحت‌ترم. 

Mol

در واقع اما انتظار کشیدن چیزی بیشتر از اصل ماجرا بود. دفعات محدودی وجود داشته‌اند که ملاقات‌ها در اسرع وقت شکل بگیرند. تقریبا در تمامی موارد اختلالی کوچک یا بزرگ یکی از آن‌ها را و در مواردی هردوی آن‌ها را در انتظار قرار داده و پرداختن به هرکدام از آن‌ها می‌تواند زمان زیادی را در اختیار خود قرار دهد. با صرف‌نظر از موضوع این قرارها تنها نکته‌ی باقی‌مانده محل قرار است که با توجه به نقشه‌های موجود و نظم فعلی این‌جا این کار غیرممکن است. قرار گذاشتن در چنین مکانی بدون داشتن توانایی "شناسایی موقعیت‌های اتفاقی" کاری احمقانه تلقی می‌شود با این‌حال هنوز کسانی هستند که شانس خود را در این موارد امتحان می‌کنند و این تصمیمات هر بار به بیشتر شدن تعداد افراد گمگشته کمک می‌کند. تعدادی از این گمگشتگان بعد از مدتی توانسته‌اند توانایی شناسایی موقعیت‌های اتفاقی را بدست بیاورند و ارتباطاتی را با افرادی از این دسته برقرار کنند. با این حال تعداد این‌ها زیاد نیست و گمگشتگان بسیاری هنوز در حالی‌که نقشه‌های متعددی در دست دارند سعی می‌کنند مسیر خود را پیدا کنند اما با وضعیت فعلی این کار میسر نیست. این‌ها در روز اتفاق می‌افتد.