دارد زلزله می آید. نه اینکه زلزله بیاید. فکر می کنی دارد زلزله می آید. جای خودت نخوابی همین می شود دیگر. مدام خواب و بیداری.فکر می کنی دارد زلزله می آید. از جایت بلند می شوی و ضربان قلبت تند تند می زند. تاپ تاپ تاپ تالاپ. زلزله نبود. کرم شب خواب بود. تمام شب فکر می کردم چراغ شب تاب روشن است. کرم شب خواب بود. سبز کم رنگ. سبز فسفری. روی سنگ اُپِن. فکر می کردم. اگر جای خودم می خوابیدم خوابیده بودم جای اینکه فکر کنم. صبح که بیدار می شوی فکر می کنی برق رفته. اعصابت می ریزد به هم. از جایت بلند می شوی و ضربان قلبت تند تند می زند. قُل قُل قُل قالاپ. صدای سماور. صدای آبِ جوشیده. صدای مولکول هایی که از حالت مایع به حالت گاز در آمده اند. سرِ صبحی. جای خودت نخوابی صبح دنبال همه چیزَت می گردی. ساعت، سیگار، سنجد، سمنو، سبزه، سفره ماهی. سبز فسفری. نبود. کرمِ شب خوابِ سبزِ فسفری روی سنگ اُپِن نبود. فکر می کنی شاید زلزله آمده باشد و افتاده باشد یک گوشه ای. ضربان قلبت تند تند می زند. فکر می کنی. اگر جای خودم می خوابیدم خوابیده بودم جای اینکه فکر کنم. خوابیدی؟ خیلی احمقی. وسط بحث به این مهمی خوابت برد؟ منو باش دارکم با کی درد دل می کنم. توی موبایلم نوشته. موبایل سیاه. زیر سرم بود. زیر بالشت. مال خودم نبود. بالشت. احتمالا توی خواب و بیداری ویبره خورده بود. صدای ویبره سخت است. مثل صدای زلزله. جای خودت نخوابی همه چیز سخت است. فکر می کنی اگر بیدار شوی درِ اتاقت روبروست. فکر می کنی. نیست. اعصابت می ریزد به هم. ضربان قلبت تند تند می زند. با هر ضربان کرم شب خواب می تابد. شب. با هر قُل کرم شب خواب می خوابد. صبح. قُل قُل قُل قالاپ. جای خودت نخوابی مدام فکر می کنی. معلومه برات اهمیتی ندارم. توی موبایلم نوشته. موبایل سیاه. فکر کردی. نوشته. تلافی شو سَرِت در میارم. نوشته. دیگه مهم نیست، بخواب، خداحافظ. توی موبایل سیاه. جیرینگ جیرینگ جیرینگ. صدای چای شیرین می آید. وقت خاراندن است. زیر کون، بغل، سر، سینه، بال، کتف، چنجه. سرِ جای خودت بیدار نشوی یک نفر روبرویت می نشیند چای شیرین می خورَد. اعصابت می ریزد به هم. ضربان قلبت تند تند می زند. بیدار شدی؟ بابت حرف های دیشب عذر می خوام. توی موبایل نوشته. موبایل سیاه. بیدار شدی؟ برات لقمه گرفتم. اگر جای خودت بیدار شوی بیدار می شوی جای اینکه دوباره سَرَت را بیاندازی روی بالشت. فکر کنی. فکر کنی. فکر کنی.اعصابت می ریزد به هم. ضربان قلبت تند تند می زند. صدای چای شیرین. صدای محلول. صدای تغییر فیزیکی. صدای شکسته شدن پیوند لاندان. پیوند کووالانسی. پیوندتان مبارک. مبارک مبارک تولدت مبارک. بیا شمع هارو فوت کن تا صد سال زنده باشی. توی تلویزیون می خوانَد. صبح بخیر ایران. می گوید. " به گفته ی محققان یکی از دلایل اصلی آسیب های روانی و نیز اختلالات ذهنی، موضوع کم خوابی و یا بد خوابی است. محققان بر این عقیده اند که کم خوابی یا بد خوابی در دراز مدت سبب ایجاد تنش و توهم در انسان و نیز افسردگی شدید می شود". تلویزیون می گوید. تلویزیون سیاه. تلویزیون سفید. سیاه سفید.رنگی. برفک. صدای برفک. ششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش...
هرچه فکر می کنم یادم نمی آید کجا بود که دستش را از دستم کشید و دیگر تا آن سمت خیابان همراهی ام نکرد. تا نیمه رفتم و برگشتم نگاهش کردم، همانجا با دستهایش که از سرما چپانده بود توی جیب پالتویش ایستاده بود و نمی توانستم بفهمم گریه می کند یا نه. هفت ثانیه مانده بود تا چراغ سبز شود. رفتم. نیامد. حالا هرچه فکر می کنم یادم نمی آید کجا بود. خیابانش را اگر ببینم یادم می آید. سنگفرش پیاده رو را اگر ببینم، چراغ راهنمایی اش را اگر ببینم، حتی خط های عابر پیاده.
از گلدان یک شاخه رز بیرون آورد. کوتاه کرد و روی لبانش گذاشت. پرده ها را کشیده بود. چراغ ها را خاموش کرد. تاریک شد. صدای نفس هاش می آمد. خودش را اما دیگر ندیدم.
قصه به آنجا رسیده بود که یکی از اصحاب به نزدش آمد و پرسید: What The Fuck Happened To Us?
ایشان در جواب فرمودند: Nothing... Fuck me please!!
و انسان ترقی کرد!!
