بله. این را هم بگذار به حساب تلاشی نیمه کاره. حالم خوب است. درد پاها هم نتوانسته جلوی راه رفتن های بی هدفم را بگیرد. موهایم بلندتر شده و حالا گاهی پیش می آید از روی گوش جمع شان کنم و بیندازم پشت گوش. گاهی پیش می آید بگویم بگذار به این اهمیت بدهم. بگذار به آن اهمیت بدهم. بله حرف های زیادی هم هست. شنیدن این ها چیزی را تغییر نمی دهد. از اینکه فقط بخواهم چیزی نوشته باشم بیشتر خوشم می آید. متوجه شده ام این اواخر غلط املایی ها بیشتر شده. از اینکه حالم را خراب نمی کند خوشحالم. از اینکه بد بازی کنم خوشحالم. از اینکه بگا بروم خوشم می آید. حالا همه چیز را قبول می کنم. کلیدم را توی خانه جا می گذارم. پرسه می زنم و گوشه کنار خیابان می شاشم. آبجو می خورم و به موها که تازگی بلندتر شده اند دست می زنم. زیر باران می ایستم و می خندم. شاید دلم بخواهد دست از دیدن بردارم. حدس می زنم ندیدن چیزها لذت بیشتری بدهد. دارم از لذت حرف می زنم و می خندم. پاهام را تکان می دهم ببینم هنوز زنده اند؟ اگر کور بشوم اجازه دارم دست به کار زمان ببرم. چیزهایی را عقب جلو کنم. توی خیالات بمانم و فکر کنم قدم بعدی ممکن است من را دورتر کرده باشد. باید برایش آماده باشم. چشم ها را می بندم. تایچ می کتنم هرجه باشن مهم نیست
یک راه بیشتر. یک راه کمتر. من از آشغال ها خوشم می آید و تو از پتوی نرم. آقا حمید سر تکان می دهد و بعد از نوشین چای صحبت را از سر می گیرد. که ایران به نظر من آزادی بیشتری دارد. حداقل اینه که مثل این سرمایه داری ها نیست. فرق آقا حمید با سرمایه داری در این است که خودش را کارگر می بیند. بعد بابت یک چای معمولی صدهزار تومان روی بار می گذارد. می گویم نیاز به این ولخرجی ها نیست آقای کارگر. پولت را توی جیبت نگه دار. پیمان می خندد وقتی می بیند بین دو دختر/خانم جا باز کرده ام و نشسته ایم باهم حرف های دوزاری می زنیم. به جایی ش هم نیست. می خندد چون آمده یکسر یکی از فیلم هایش را نشان بدهد و علفی بکشد و برود. من هم اینجا کارم تمام بشود می روم کنارش می نشینم می گویم خب آقای غلامی! بگو ببینم فیلم جدید چه خبر؟ بعد نفهمیدم کجا داشتیم چه می گفتیم که یادم افتاد یکی گفته بود لیوان ها را با تف هم می شود پولیش کرد. گفتم اگه انگشتت قبلش تو کون یکی نبوده باشه می تونی بزنی تو این ماسته و بعد بکنی تو کون خودت. خنک میشه. به تراز نگاه می کنم. کج شده. خودش هم دیگر تراز نیست. کاکتوس دست به کمر. من نئشه از یه علف پاییزی. یک راه بیشتر یک راه کمتر. من از الکل زیاد خوشم میاد. من خوشم میاد اگه سوختم آبی بسوزم.